موسیقی تکان دهنده چرنوبیل و آهنگساز آن

 

سریال کوتاه و پنج قسمتی #چرنوبیل به بیان فاجعهٔ هسته‌ای چرنوبیل که در آوریل ۱۹۸۶ در اوکراین رخ داد پرداخته و تلاش‌های پاک‌سازی بی‌سابقه‌ای که به دنبال آن رخ داد را به تصویر می‌کشد.

فضای این سریال همانند فاجعه چرنوبیل، پر از اندوه، وحشت و تعلیق است و بر مخاطب بسیار تاثیر گذار. چرنوبیل در هفتاد و یکمین دوره مراسم #امی در شش رشته از جمله بهترین موسیقی متن فیلم و مجموعه تلویزیونی نامزد دریافت جایزه شده است

ساخت موسیقی این سریال بر عهده آهنگساز و نوازنده ویولنسل ایسلندی، #هیلدور_گوئنادوتیر (گوئِنادوتیر) ۳۶ ساله بوده است. او تا کنون در ساخت موسیقی فیلم هایی مانند “سیکاریو” “ربودن” “سوگند” و …با آهنگساز ایسلندی #یوهان_یوهانسون همکاری داشته است.

نکته جالب درباره موسیقی چرنوبیل این است که تمامی اصواتی که شنیده می شوند، توسط هیلدور، از صداهای درون نیروگاهی در لیتوانی ضبط شده اند، مانند صدای توربین ها، پمپ ها و…
به گفته هیلدور، این صداها، صدای واقعی فاجعه چرنوبیل است.

هیلدور در این باره گفته: “قبل از اینکه سازندگان به نیروگاه بروند و فیلمبرداری را آغاز کنند، من و تهیه‌کننده ام آقای «کریس واتسون» به آنجا رفتیم تا قطعه‌های آلبوم را ضبط کنیم… ما با لباس و تجهیزات ایمنی کامل وارد نیروگاه هسته‌ای شدیم. به آنجا رفتیم تا صداها را با صداهای طبیعیِ جاری در نیروگاه ثبت کنیم… تمام صداهایی که در این آلبوم می‌شنوید از صداهای ضبط‌شده و واقعیِ این نیروگاه ساخته شده‌است.”

هیلدور که تجربه نسبتا زیادی در نوشتن موسیقی کرال و آوازی دارد یکی از قطعه های زیبا و اندوهناک این مجموعه را نیز برای گروه کُر نوشته است. او در حال حاضر نامزد دریافت جایزه #امی بهترین موسیقی متن است و نتیجه این جوایز در ١۵ سپتامبر اعلام خواهد شد.
هیلدور در حال حاضر آهنگسازی موسیقی فیلم #جوکر ٢٠١٩ را بر عهده دارد.

دانلود موسیقی در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

Source: Classicfm. Wikipedia.
@partmusicschool

موسیقی فیلم صبحانه در تیفانی

 

#صبحانه_در_تیفانی فیلمی به کارگردانی بلیک ادواردز و بازی آدری هپبورن، محصول سال ۱۹۶۱ است.
این فیلم که بر اساس رمانی از “ترومن کاپوتی” ساخته شده، یکی از ماندگارترین آثار سینمای کلاسیک با بازی هپبورن است و موسیقی آن نیز برنده #اسکار بهترین موسیقی متن شده است.

ساخت موسیقی فیلم و اجرای آن بر عهده #هنری_مانچینی و ارکستر اش بوده است، آهنگساز و پیانیست آمریکایی که چهار جایزه اسکار، یک “گلدن گلوب” و بیست جایزه #گرمی در کارنامه خود دارد! مانچینی که در ساخت موسیقی فیلم “پیتر گان”با ادواردز همکاری کرده بود، انتخاب شد تا موسیقی #جز برای فیلم صبحانه در تیفانی بنویسد.

یکی از شناخته شده ترین و محبوب ترین ترانه های این فیلم، “مون ریور” (رودخانه ماه) است که مانچینی با توجه به وسعت صدای محدود آدری هپبورن آن را نوشت، ابتدا کارگردان تصمیم داشت این ترانه از فیلم حذف بشود اما با مخالفت شدید آدری مواجه شد و در فیلم باقی ماند. امروزه این ترانه به یکی از محبوب ترین ترانه های جز-پاپ در تاریخ موسیقی تبدیل شده است.

مون ریور به آهنگسازی مانچینی و ترانه سرایی جانی مرسر و اجرای ساده و زیبای آدری هپبورن در این فیلم، جایزه اسکار بهترین ترانه را در سال ۱۹۶۱ نصیب ترانه‌سرا و

آهنگساز کرد. همچنین جایزه #گرمی بهترین ترانه سال و ضبط سال را نیز از آن خود کرد.

این ترانه تا به حال توسط هنرمندان دیگری همچون #اندی_ویلیامز #فرانک_سیناترا #جودی_گارلند و … بازخوانی شده است.

“ترجمه توسط آموزشگاه موسیقی پارت”

Source: English Wikipedia

شنیدن موسیقی این فیلم در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

کارل ارف

کارل هاینریش ماریا اُرف معروف به #کارل_ارف آهنگساز و مدرس موسیقی بود.

کارل ارف در ۱۰ ژوئیهٔ ۱۸۹۵ در خانواده‌ای نظامی اهل مونیخ به دنیا آمد. پدرش افسر بود و پیانو و سازهای زهی می‌نواخت و مادرش در نوازندگی پیانو متبحر بود. کارل اولین درس‌های نوازندگی پیانو را در ۵ سالگی از مادرش فراگرفت. دو سال بعد شروع به نواختن ویولنسل کرد. پس از طی مرحلهٔ دبستان وارد آکادمی موسیقی مونیخ شد و سپس به مدیریت تئاتر مونیخ پرداخت.

در دوره جنگ جهانی اول به خدمت سربازی رفت و با جراحات بسیار بازگشت و در اپرای مانهایم مشغول به کار شد، اما پس از مدتی دوباره به مونیخ بازگشت تا تحصیلات خود را ادامه دهد. ارف، از سال ۱۹۲۵ تا آخر عمرش، سرپرستی «مدرسهٔ ژیمناستیک، رقص و موسیقی» را در مونیخ بر عهده داشت.

کارل ارف مبتکر شیوهٔ خاصی برای آموزش موسیقی به کودکان بود که به «اُرف شول‌وِرک»

(Orff Schulwerk)

معروف است. او معتقد بود که یادگیری در کودکان، در قالب بازی و حرکت میسر می شود، و ارف شول‌ورک دیدگاهی است برای آموزش عناصر موسیقی و حرکت. این متد امروزه در بسیاری از کشورها به شکل توسعه‌یافته و گسترده‌ای برای آموزش موسیقی استفاده می‌شود.

شاید مشهورترین اثر ارف، #کارمینا_بورانا باشد، هرچند خود او از این که این اثر از باقی آثارش مشهورتر بود و بیشتر شنیده شد خیلی خشنود نبود. کارمینا بورانا مجموعه ای از آوازهای قرن سیزدهم میلادی است که کارل ارف بر اساس آن ها موسیقی کرال و آوازی ساخت و امروزه این اثر در میان محبوب ترین قطعات کرال تاریخ موسیقی قرار دارد.

اولین اجرا شامل حرکات نمایشی مانند رقص هم بود، اما امروزه کمتر مشاهده می شود که با اجرای این قطعات حرکات نمایشی هم اجرا شود. کارل ارف در زیرنویس پارتیتور تهیه شده برای این سرودهای قرون وسطایی از این عبارت استفاده کرد :

“سرودهای روحانی برای خواننده و کر که بصورت گروهی با ارکستر و تصاویر جادویی باید اجرا شوند.”

هر چند در ابتدا منتقدین موسیقی محلی برخورد خوبی با این اثر ارف نداشتند اما با علاقه و حمایتی که حزب نازی از این موسیقی نشان داد، کارل ارف به یکباره به شهرت بسیاری دست پیدا کرد و از او خواسته شد تا موسیقی های بیشتری در این فضا برای فرهنگ و تمدن “آریایی” تهیه کند.

از دیگر آثار او می توان به اپرا های “آنتیگون” “ماه”

“Die Kluge”
“رویای شب نیمه تابستان”، آثار ارکسترال مانند “پرلود برای ارکستر” “کنسرتینو برای ساز های بادی” و آثار موسیقی کودکان اشاره کرد.

کارل ارف در ۲۹ مارس ۱۹۸۲ در ۸۶ سالگی در مونیخ درگذشت.

شنیدن نمونه موسیقی در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

احمد پژمان

#احمد_پژمان در ١٨ تیر ماه سال ۱۳۱۴ در شهرستان لار(استان فارس) چشم به جهان گشود. در دوران دبیرستان به فراگیری ویولن نزد #حشمت_سنجری پرداخت و تئوری موسیقی را نزد حسین ناصحی فراگرفت.

پس از چندی به عنوان نوازندۀ ویولن به ارکستر سمفونیک تهران راه یافت و در دورۀ رهبری سنجری و هایمو تویبر در ارکستر حضور داشت.

در سال ۴۳ بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشسرای عالی، با اخذ بورسیه راهی اتریش شد و در آکادمی موسیقی وین نزد اساتیدی چون: توماس کریستین داوید، آلفرد اوهل، هانس یلینک به تحصیل آهنگسازی پرداخت.

بعد از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به عنوان آهنگساز تالار رودکی و استاد موسیقی دانشگاه تهران به کار مشغول شد. از آثار او در این دوره می‌توان به: “اپرای جشن دهقان”، “اپرای دلاور سهند” و “اپرای سمندر” اشاره کرد که قبل از انقلاب در تالار وحدت اجرا شدند.

در سال ۱۳۵۴ برای ادامه تحصیلات در مقطع دکترای آهنگسازی راهی دانشگاه کلمبیا (نیویورک) شد. از استادان او در این دوره میتوان به ولادیمیر اوساچوسکی، جک بیزن، بولانت آرل اشاره کرد.

پژمان در زمینه #موسیقی_فیلم هم فعالیتی گسترده داشته است. از معروف‌ترین کارهای وی می‌توان به موسیقی سریال دلیران تنگستان (به همراه علی رهبری)، سمک عیار و فیلم‌هایی چون شازده احتجاب، سایه‌های بلند باد، بوی کافور عطر یاس، خانه‌ای روی آب و یک بوس کوچولو (بهمن فرمان آرا)، هنرپیشه (محسن مخملباف) باران و بید مجنون (مجید مجیدی) اشاره کرد.
وی برای موسیقی فیلم‌های «بید مجنون»، «خانه‌ای روی‌ آب»، «باران» و «بوی کافور، عطر یاس» برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد.

برخی از آثار:
کنسرتو برای ۹ ساز (۱۹۶۵)
راپسودی برای ارکستر (۱۹۶۶)
اپرای جشن دهقان (۱۹۶۷)
اپرای دلاور سهند ( بر اساس زندگی بابک خرمدین ) (۱۹۶۸)
حماسه
هفت خوان
تکسوار عشق
همه شهر ایران
ناگهان رستاخیر
خاطرات فردا
سراب
دیوِرتیمِنتو

Source: Wikipedia
@partmusicschool

 

تاریخچه اپرا

 

(قسمت دوم)

در قسمت قبل درباره نحوه پیدایش اپرا و تحولات اپرا در دوره #رنسانس و #باروک صحبت شد.

همانطور که در گذشته گفتیم، دوران #کلاسیک ، عصر روشنگری و بازگشت به اصول زیبایی شناسی یونان و رُم باستان بود (رجوع کنید به معرفی دوره های #موسیقی_کلاسیک )

در این دوره محتوای اپرا تغییر کرد و از موضوعاتی درباره خدایان و اساطیر دور شد و به داستان های واقع گرایانه درباره انسان ها پرداخت. این تغییرات نه تنها در محتوا، بلکه در فرم و هارمونی اپراهای کلاسیک نیز دیده می شد. ارکستر نقش بیشتری در اپرا داشت و همچنین از گروه کُر و گروه های آوازی متفاوت در کنار آریا ها و سولو ها نیز بیشتر از قبل استفاده شد.

در این دوره همچنان دو استیل “اپرا سریا” و “اپرا بوفا” وجود داشت، با این تفاوت که در اپرا سریا بیشتر به داستان هایی در رابطه با اشراف زادگان پرداخته میشد و اپرا بوفا که حالت طنز داشت، قدرت بی حد و اندازه اشراف زاده ها را زیرِ سوال میبرد.

موسیقیدانان بزرگی همچون #کریستف_ویلیبالد_گلوک ، #یوزف_هایدن و #ولفگانگ_آمادئوس_موتزارت آثار ارزشمندی در اپرای کلاسیک خلق کردند که از میان آنها می توان به “اورفئو و اوریدیس” ” فلوت سحرآمیز” “عروسی فیگارو” “دون ژوان” و … اشاره کرد.

شاید بتوان گفت که موتزارت مشهور ترین اپرا نویس این دوره از تاریخ موسیقی باشد، اپراهای او هم از موسیقی غنی و ارزشمند برخوردارند و هم کاراکتر هایی دارند که از نظر روانشناختی واقعی و ملموس هستند…
(ادامه دارد)

“ترجمه توسط آموزشگاه موسیقی پارت”

Source: sfopera – greensboroopera – study. com
@partmusicschool

دانلود ویدیو های مربوطه در کانال  تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

ژانر های موسیقی: موسیقی سوئینگ

 

به طور خلاصه می توان گفت که موسیقی #سوئینگ یکی از زیر شاخه های موسیقی #جز است که در دهه های ٣٠ و ۴٠ میلادی پر طرفدار ترین موسیقی در آمریکا بود، به طوری که از این دهه ها با نام “دوران سوئینگ” یاد می کنند!

سوئینگ در کلمه به معنی “تاب خوردن” می باشد و موسیقی سوئینگ به طور کلی مخصوص رقص است. یکی دیگر از دلایل انتخاب نام سوئینگ این است که در این نوع موسیقی، تاکید بر روی ضد ضرب ها و ضرب های ضعیف موسیقی است. از دیگر ویژگی های اصلی موسیقی سوئینگ، #بداهه_نوازی هر یک از نوازندگان گروه به نوبت و در زمان های مشخص است.

گروه های موسیقی سوئینگ در آن دوره حدود ده نوازنده یا بیشتر داشتند! و ساز هایی مانند #ساکسوفون #ترومپت و #ترومبون ، #درامز، #کنترباس #گیتار و #پیانو از ساز های اصلی این گروه ها بودند، گاهی برخی از #بانجو و یا #توبا نیز استفاده می کردند.

در سال های پس از جنگ جهانی دوم، موسیقی سوئینگ به دلایل بسیاری کمرنگ شد اما بر پیدایش ژانر های دیگری مانند موسیقی #پاپ #جامپ_بلوز و … تاثیر داشت. بعد ها در دهه های ۵٠ و ۶٠ هنرمندانی مانند #فرانک_سیناترا و #نت_کینگ_کول از سوئینگ در آثار خود استفاده کرده و دوباره این ژانر پر طرفدار را زنده کردند.

از موسیقیدانان بزرگی که در زمینه موسیقی سوئینگ فعالیت داشتند می توان از #بنی_گودمن (از بنیان گذاران موسیقی سوئینگ) #لویی_آرمسترانگ #دوک_الینگتون #لری_کلینتون #گلن_میلر و … نام برد.

“ترجمه توسط آموزشگاه موسیقی پارت”

source: English Wikipedia

 

دانلود نمونه موسیقی سوئینگ در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

تاریخچه اپرا

 

قسمت اول

قدمت #اپرا به حدود ۴٠٠ سال پیش و دوران #رنسانس باز می گردد. اپرا هنری است که در ایتالیا متولد شد، این کلمه که جمع کلمه ی”اپوس” به معنای “اثر” می باشد، ترکیبی است از هنر موسیقیِ آوازی و سازی، رقص، درام و هنر های نمایشی و سال هاست که به عنوان یکی از قدرتمند ترین بخش های هنرهای نمایشی و موسیقی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده است.

اواخر رنسانس بود که در فلورانس، گروهی از هنرمندان شامل موسیقیدانان و شاعران، نویسندگان و همچنین دولتمردان و حامیان هنر گرد هم آمدند و تحت عنوان گروهی به نام “کامِراتا فلورنتینا” به بحث پیرامون هنر به ویژه موسیقی و درام و خلق آثار نوینی در این زمینه می پرداختند.

این گروه تصمیم گرفتند تا هنرِ درام و داستان گوییِ یونان باستان را در قالب موسیقی بازسازی کنند. تلاش های آن ها در این راه، به خلق اولین اپرا به نام “دافنه” در سال ١۵٩٧ توسط #یاکوپو_پری انجامید. اما #کلودیو_مونته_وردی شخصی بود که در اواخر رنسانس اپرا را به اوج خود رساند و بر اساس متون دراماتیک یونانی، آثار مهمی خلق کرد که “اورفئو” شناخته شده ترین آن ها می باشد.

پس از آن بود که اپرا کم کم رواج پیدا کرد و اولین تالار اپرا در ونیز ساخته شد. در ابتدا دو نوع اپرا وجود داشت، “اپرا سِریا” که داستان آن عمدتا از اساطیر و قهرمانان یونان و رم باستان الهام گرفته شده و حالت جدی و داستانی دارد، و “اپرا بوفا” که حالت طنز و کمدی دارد.

در دوران #باروک اپرا به سرعت تمامی اروپا را فرا گرفته بود و با داستان ها و اشعارش، آواز و موسیقی و بازی های بی نظیر و تکان دهنده اش همه را تحت تاثیر قرار داده بود.

در این دوره یکی از موفق ترین آهنگسازانِ اپرای ایتالیایی، آهنگساز آلمانی #جرج_فردریک_هندل بود که بیشتر عمرش را در لندن سپری کرد! (رجوع کنید به زندگینامه هندل در مطالب پیشین). هندل اپرا های بزرگی خلق کرد که همگی آن ها اپرا سریا هستند و از میان آن ها می توان به “اورستس” “ژولیوس سزار” “رینالدو” و …اشاره کرد.

دوره باروک، دوره ی ظهور #کاستراتو بود که نقش اصلی (معمولا قهرمان داستان) را در اپرا سریا ایفا می کند. خواننده مردی که به عمد به بلوغ جنسی و در نتیجه تغییر صدا دست نیافته و صدای او مانند یک نوجوان، زیبا و درخشان است. امروزه این نقش مهم توسط خواننده #کنترتنور و یا حتی #سوپرانو ، خوانده می شود.

از دیگر اپرا نویسان این دوره می توان به #آنتونیو_ویوالدی و #الساندرو_اسکارلاتی اشاره کرد…
(ادامه دارد)

ترجمه توسط آموزشگاه موسیقی پارت”

Source: sfopera – greensboroopera – musica-barroca

مشاهده ویدیو در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

ریچارد اشتراوس

 

#ریشارد_اشتراوس در ١١ ژوئن ١٨۶۴ در آلمان متولد شد. پدرش فرانتس، نوازنده ی هورن بود و آموزش موسیقی به او را از کودکی آغاز کرد. او از ۶ سالگی ایده های خود را می نوشت و در ٨ سالگی نواختن ساز ویولن را فراگرفت.

١٠ ساله بود اپراهای #واگنر را شنید و تحت تاثیر آنها بخصوص “تانهویزر” و “لوهنگرین” قرار گرفت، اما پدرش او را از آموختن موسیقی واگنر منع کرده بود! تنها در ١۶ سالگی توانست برای اولین بار پارتیتور تریستان و ایزولده را مطالعه کند، و از آن پس موسیقی واگنر بر او تاثیر فراوانی گذاشت.

در ١٨ سالگی برای تحصیل در رشته فلسفه وارد دانشگاه مونیخ شد. پس از آن به برلین رفت و رهبری ارکستر را زیر نظر هانس فون بولو فرا گرفت و پس از آن به رهبری ارکستر در کنار آهنگسازی مشغول شد.

در همین سال ها با خواننده مشهور سوپرانو “پولین دو آنا” ازدواج کرد، پولین الهام بخش بسیاری از آثار بزرگ اشتراوس بود.

در سال ١٨٨۵ با الکساندر ریتر، ویولنیست و آهنگساز ملاقات کرد، او ریشارد را تشویق کرد تا به نوشتن #پوئم_سمفونیک روی بیاورد. نتیجه ملاقات با ریتر و تاثیرات او، خلق آثار مهمی با مبنای فلسفی همچون “مرگ و دگرگونی” “چنین گفت زرتشت” و یا بر مبنای داستانی، مانند”دون ژوان” … بود.

اشتراوس مجموعه ای از آثار موسیقی مجلسی، آوازی، سفمونی ها و قطعاتی برای ساز سولو با همراهی ارکستر دارد، اما در کنار پوئم سمفونیک های مشهورش، #اپرا های او اهمیت فراوانی دارند.

شاید یکی از مهم ترین اپراهای او اپرای “سالومه” باشد که بر اساس نماشنامه ای از اسکار وایلد نوشته شد، این اپرا در اولین اجرا با عکس العمل های شدیدی مواجه شد، اما مورد علاقه همگان قرار گرفت و باعث شهرت هرچه بیشتر اشتراوس نه فقط در آلمان، بلکه در تمام اروپا شد.

اشتراوس به آواز سوپرانو علاقه فراوان داشت و خواننده سوپرانو همواره در اپراهای او نقش مهم و اصلی را ایفا می‌کند. از دیگر اپراهای مهم او میتوان به “الکترا” اشاره کرد که هارمونی و بافت آن حتی از سالومه نیز مدرن تر و پیچیده تر بود.

در دوران حکومت نازی ها فضای حاکم در آلمان بسیار محافظه کارانه تر شد. گفته شده که اشتراوس در آن زمان هرگز سیاسی نبود و با نازی همکاری نداشت و حتی مدتی را در حبس خانگی به سر برد، اما او مدتی به عنوان رییس مرکز فرهنگ و موسیقی آلمان برگزیده شده بود.

پس از پایان حکومت نازی ها، اشتراوس در ٨٠ سالگی به آهنگسازی قطعه “متامورفوس” (دگردیسی) پرداخت از تراژیک ترین آثار اوست و یادآور تاثیرات جنگ جهانی دوم است.

این اثر مرثیه ای بود برای فرهنگ از دست رفته ی آلمان به دلیل جنگ جهانی دوم و آثار مخرب آن.

ریشارد اشتراوس در سال ١٩۴٩ و در ٨۵ سالگی از دنیا رفت.

“ترجمه توسط آموزشگاه موسیقی پارت”
Source: Wikipedia. Classicfm. 52composerd

نمونه آثار ریشارد اشتراوس در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت

معرفی آلبوم در من برو شکار

 

آلبوم “در من برو شکار” دومین آلبوم گروه #داماهی است، گروهی که با هدف تجربه ای نو در تلفیق موسیقی های معاصر با موسیقی جنوب ایران فعالیت می کند. مجموعه حاضر با همراهی قنبر راستگو ساخته شده و محمود طلوعی، احسان گودرزی و ابراهیم منصفی ترانه‌سرایان آن هستند.

به جز اعضای گروه داماهی شامل رضا کولغانی، دارا دارایی، حمزه یگانه و ابراهیم علوی، تعدادی هنرمند مهمان در این اثر همکاری کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به آرش پژند مقدم، شایان فتحی، هومن نامداری و همایون نصیری اشاره کرد.

داماهی در آلبوم جدیدش سه انتخاب هم از ابراهیم منصفی دارد: درد بی‌دردی که جزء پرطرفدارترین کارهای داماهی‌ست، نیاز و بارکو.
این آلبوم را می‌توانید از بیپ تونز خریداری کنید.

https://beeptunes.com/album/550633967/در-من-برو-شکار

ادوارد گریگ، آهنگساز نروژی

 

#ادوارد_گریگ مشهورترین و بزرگ ترین آهنگساز نروژی در تاریخ موسیقی کلاسیک است. او افتخاری برای نروژ و تاریخ و فرهنگ این کشور است و ملی گرایی و ناسیونالیسم در موسیقی او به وضوح شنیده می شود.

گریگ در ١۵ ژوئن ١٨۴٣ در برگن متولد شد. مادرش اولین معلم پیانو او بود و از شش سالگی نواختن پیانو را به او آموخت و او از همان کودکی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. در ١۵ سالگی وارد کنسرواتوار لایپزیگ شد و نواختن پیانو را به طور حرفه ای ادامه داد.

پس از آن به عنوان کنسرت پیانیست در سوئد و سپس در کپنهاگ فعالیت کرد. او در کپنهاگ، آهنگساز جوان، “ریکارد نوردراک” را ملاقات کرد و تحت تاثیر اشتیاق او به سرزمین و وطنش و بیان آن در موسیقی قرار گرفت و تصمیم گرفت تا در موسیقی اش به هویت ملی اش بپردازد.

او علاقه ای به دوری از کشورش نداشت اما سفر هایش به او این امکان را داد تا اجرای نوازندگان و آهنگسازان بزرگی همجون #کلارا_شومان و #ریشارد_واگنر را از نزدیک دیده و با آنها ملاقات کند.

پس از بازگشت به نروژ، او تلاش کرد تا بیشتر با تاریخ و موسیقی نروژ، ملودی ها و نغمه های کشورش آشنا شده و از افسانه ها، تاریخ و مناظر وطنش بهره بگیرد.

در ٢۴ سالگی با نینا هاگروپ خواننده سوپرانو ازدواج کرد و در همان سال اول ازدواجش، یکی از ارزشمند ترین آثارش یعنی “کنسرتو پیانو در لا مینور ” را ساخت که برایش موفقیت بسیاری به همراه آورد. در آن دوره با #فرانتس_لیست نیز ملاقات کرد که مشوق بزرگ او بود.

در سال های ١٨٧۶-١٨٧۴ او به ساخت موسیقی برای نمایشنامه “پرگینت” اثر “هنریک ایبسن” پرداخت و می توان گفت این اثر از آثار شاخص گریگ است و بار ها در کنسرت ها اجرا شده و در فیلم و سینما نیز بسیار از آن استفاده شده است.

گریگ سالهای زیادی در برگن زندگی کرد و به مدیریت و رهبری ارکستر فیلارمونیک برگن مشغول بود. همچنین از دانشگاه های آکسفورد و کمبریج مقام دکترای افتخاری را دریافت کرد.

در آخرین سال های زندگی اش بیشتر به ضبط آثار پیانویی مشغول بود و وضعیت سلامتی او، توانایی آهنگسازی اش را ازاو گرفته بود. سرانجام در راه خلق آخرین اثرش و سفری به بریتانیا، بر اثر سکته قلبی درگذشت.

source: classicfm. wikipedia

نمونه آثار ادوارد گریگ در کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی پارت